<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: پشیمانم</title>
	<atom:link href="http://ma.paiiz.com/?feed=rss2&#038;p=194" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ma.paiiz.com/?p=194</link>
	<description>سالار و نسرین</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Aug 2010 17:41:39 +0430</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
	<item>
		<title>با: ندا</title>
		<link>http://ma.paiiz.com/?p=194&#038;cpage=1#comment-247</link>
		<dc:creator>ندا</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ma.paiiz.com/?p=194#comment-247</guid>
		<description>فکر می کنی رشته های دانشگاهی دیگر واقعا وضع بهتری دارند؟ راستش فکر می کنم آن ها هم اگر اهل تامل باشند وضعیت بهتری از آدمای پاراگراف یکی مانده به آخر شما نخواهند داشت!!! حالا گیرم با کمی تفاوت... ولی در اصل پوچی و بی حاصلی تحصیل شان تصور  نمی کنم تفاوتی باشد...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فکر می کنی رشته های دانشگاهی دیگر واقعا وضع بهتری دارند؟ راستش فکر می کنم آن ها هم اگر اهل تامل باشند وضعیت بهتری از آدمای پاراگراف یکی مانده به آخر شما نخواهند داشت!!! حالا گیرم با کمی تفاوت&#8230; ولی در اصل پوچی و بی حاصلی تحصیل شان تصور  نمی کنم تفاوتی باشد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سعیده ابیانه</title>
		<link>http://ma.paiiz.com/?p=194&#038;cpage=1#comment-227</link>
		<dc:creator>سعیده ابیانه</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ma.paiiz.com/?p=194#comment-227</guid>
		<description>سلام دوست گرامی وبلاگ رسمی گروه تازگی با کتاب &quot; چیستی  فمینیسم &quot; خلاصه شده توسط ( رضا تسلیمی تهرانی ) آپ شده و ما منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم .
به امید بهرمندی از اندیشه ی ناب شما . . . 
مدیر روابط عمومی تازگی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست گرامی وبلاگ رسمی گروه تازگی با کتاب &#8221; چیستی  فمینیسم &#8221; خلاصه شده توسط ( رضا تسلیمی تهرانی ) آپ شده و ما منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم .<br />
به امید بهرمندی از اندیشه ی ناب شما . . .<br />
مدیر روابط عمومی تازگی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سالار</title>
		<link>http://ma.paiiz.com/?p=194&#038;cpage=1#comment-68</link>
		<dc:creator>سالار</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ma.paiiz.com/?p=194#comment-68</guid>
		<description>اینم از بی‌چارگی‌های ماست احمدجون که این دانشگاه رو هم اگه نداشته باشیم اون وقت از خودمون می‌پرسیم حالا کجا بریم و چیکار کنیم؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینم از بی‌چارگی‌های ماست احمدجون که این دانشگاه رو هم اگه نداشته باشیم اون وقت از خودمون می‌پرسیم حالا کجا بریم و چیکار کنیم؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احمد</title>
		<link>http://ma.paiiz.com/?p=194&#038;cpage=1#comment-50</link>
		<dc:creator>احمد</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ma.paiiz.com/?p=194#comment-50</guid>
		<description>کاملا موافقم ولی شاید هیچ وقت جرات گفتنشو نداشتم. یه بار به محمدمون گفتم که ای کاش هیچ وقت دانشگاه نمیومدم کلی مسخرم کرد.
این یادداشت رو الان بهتر درک میکنم وقتی هر روز دانشکده میرم و بیشتر احساس غربت می کنم. شاید الان شما دو تا با هم بخندین که ای وای احمد و نگاه داره چی میگه ولی باید باورتون بشه. 
بهرحال داریم مقاومت می کنیم ببینیم کی از بین می ریم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاملا موافقم ولی شاید هیچ وقت جرات گفتنشو نداشتم. یه بار به محمدمون گفتم که ای کاش هیچ وقت دانشگاه نمیومدم کلی مسخرم کرد.<br />
این یادداشت رو الان بهتر درک میکنم وقتی هر روز دانشکده میرم و بیشتر احساس غربت می کنم. شاید الان شما دو تا با هم بخندین که ای وای احمد و نگاه داره چی میگه ولی باید باورتون بشه.<br />
بهرحال داریم مقاومت می کنیم ببینیم کی از بین می ریم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: میثم</title>
		<link>http://ma.paiiz.com/?p=194&#038;cpage=1#comment-46</link>
		<dc:creator>میثم</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ma.paiiz.com/?p=194#comment-46</guid>
		<description>حالا دگه؟ هه؟ حالا که میثمه رو بدبخ کردی؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حالا دگه؟ هه؟ حالا که میثمه رو بدبخ کردی؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضا</title>
		<link>http://ma.paiiz.com/?p=194&#038;cpage=1#comment-44</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ma.paiiz.com/?p=194#comment-44</guid>
		<description>نوشته ای بود که من مدتهاست به آن فکر می کنم و در نهایت تاسف راست می گی.
خیلی ارادتمندم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نوشته ای بود که من مدتهاست به آن فکر می کنم و در نهایت تاسف راست می گی.<br />
خیلی ارادتمندم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آنا</title>
		<link>http://ma.paiiz.com/?p=194&#038;cpage=1#comment-43</link>
		<dc:creator>آنا</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ma.paiiz.com/?p=194#comment-43</guid>
		<description>نسرین جان من با نظر شما موافقم. جبهه گیری در مقابل جنس مخالف راهکار  حل این مشکلات نیست.چون در روابط خانوادگی هر دو جنس آسیب پذیر هستند. من فکر می کنم اگر در یک وبلاگ بتوانیم مقالاتی بحث برانگیز درج کنیم و پای صحبت و نظرات زنان و مردان بنشینیم می تواند کمک موثری در درک دو جنس از خواسته های هم باشد. من اطلاعی از پیشنهاد شما به گل آبی ندارم ولی با طرح ایجاد N G O موافقم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نسرین جان من با نظر شما موافقم. جبهه گیری در مقابل جنس مخالف راهکار  حل این مشکلات نیست.چون در روابط خانوادگی هر دو جنس آسیب پذیر هستند. من فکر می کنم اگر در یک وبلاگ بتوانیم مقالاتی بحث برانگیز درج کنیم و پای صحبت و نظرات زنان و مردان بنشینیم می تواند کمک موثری در درک دو جنس از خواسته های هم باشد. من اطلاعی از پیشنهاد شما به گل آبی ندارم ولی با طرح ایجاد N G O موافقم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: م.شمیم</title>
		<link>http://ma.paiiz.com/?p=194&#038;cpage=1#comment-42</link>
		<dc:creator>م.شمیم</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ma.paiiz.com/?p=194#comment-42</guid>
		<description>چقدر غلط دستوری دارم . oh oh!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر غلط دستوری دارم . oh oh!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: م.شمیم</title>
		<link>http://ma.paiiz.com/?p=194&#038;cpage=1#comment-41</link>
		<dc:creator>م.شمیم</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ma.paiiz.com/?p=194#comment-41</guid>
		<description>1.اگر به پشت سرم نگاه کنم و به این نتیجه برسم اگر من یک دندانپزشک بودم خیلی بهتر بود و بعد احساس پشیمانی کنم ، خوب من فقط یک آدم پشیمانم. ولی وقتی به پشت سرم نگاه می کنم و باز دلم نمی خواهد یک دندان پزشک باشم من یک پشیمان که همزمان پشیمانیم ارزشمند است .
2.هنوز هم اگر در ویترین افتخارات دانشگاهی دنبال کالای لوکس بگردیم باز می رسیم به دکتر و مهندس. وهنوز اگر بخواهیم خیلی استقرائی و با یک جمع آماری کوچک قضاوت کنیم به نتیجه ای متفاوت از این نتیجه می رسیم که «این علوم به درد بچه حاجی‌ها، بچه سرمایه‌دارها، بچه تاجرها، بچه زمین‌دارها، بچه‌ی وزیر و وکیل‌ها می‌خورد.»
3. اگر خیلی خوب و معقول فکر کنی و تا آخر خط بروی به این نتیجه می رسی که اساسن زندگی «کاری به غایت ابلهانه » است و  اگر فکر کنی مثلن اگر تو یک پزشک پولدار یا یک بازاری مایه دار بودی الان احساس رضایت می کردی این هم به غایت ساده انگارانه است ولی خوب اگر بخواهی لگد به بیضه ی موقعیت های اجتماعی بزنی این کار به غایت منصفانه است و البته به غایت کم نتیجه. 
4. چقدر وقیح شدی؟!
5.   منظورت از «ناکس» من بودم؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۱٫اگر به پشت سرم نگاه کنم و به این نتیجه برسم اگر من یک دندانپزشک بودم خیلی بهتر بود و بعد احساس پشیمانی کنم ، خوب من فقط یک آدم پشیمانم. ولی وقتی به پشت سرم نگاه می کنم و باز دلم نمی خواهد یک دندان پزشک باشم من یک پشیمان که همزمان پشیمانیم ارزشمند است .<br />
۲٫هنوز هم اگر در ویترین افتخارات دانشگاهی دنبال کالای لوکس بگردیم باز می رسیم به دکتر و مهندس. وهنوز اگر بخواهیم خیلی استقرائی و با یک جمع آماری کوچک قضاوت کنیم به نتیجه ای متفاوت از این نتیجه می رسیم که «این علوم به درد بچه حاجی‌ها، بچه سرمایه‌دارها، بچه تاجرها، بچه زمین‌دارها، بچه‌ی وزیر و وکیل‌ها می‌خورد.»<br />
۳٫ اگر خیلی خوب و معقول فکر کنی و تا آخر خط بروی به این نتیجه می رسی که اساسن زندگی «کاری به غایت ابلهانه » است و  اگر فکر کنی مثلن اگر تو یک پزشک پولدار یا یک بازاری مایه دار بودی الان احساس رضایت می کردی این هم به غایت ساده انگارانه است ولی خوب اگر بخواهی لگد به بیضه ی موقعیت های اجتماعی بزنی این کار به غایت منصفانه است و البته به غایت کم نتیجه.<br />
۴٫ چقدر وقیح شدی؟!<br />
۵٫   منظورت از «ناکس» من بودم؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مریم</title>
		<link>http://ma.paiiz.com/?p=194&#038;cpage=1#comment-40</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ma.paiiz.com/?p=194#comment-40</guid>
		<description>سلام
نمی دانستم این سایت دو نفره است. ولی حالا که آمدم خیلی خوشحالم از اینکه قضایا را از نگاه دو نفر می بینیم و می خوانیم.

جناب سالار
به شدت متاسف شدم از خواندن قضایایی که درباره رشته خود نوشته بودید. تا اندازه زیادی با شما موافقم. شاید اگر غم نان نباشد، این نوع علوم انسان مدار تحقیق و مطالعه و مکاشفه را می طلبید.
امیدوارم پیروز و تندرست باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
نمی دانستم این سایت دو نفره است. ولی حالا که آمدم خیلی خوشحالم از اینکه قضایا را از نگاه دو نفر می بینیم و می خوانیم.</p>
<p>جناب سالار<br />
به شدت متاسف شدم از خواندن قضایایی که درباره رشته خود نوشته بودید. تا اندازه زیادی با شما موافقم. شاید اگر غم نان نباشد، این نوع علوم انسان مدار تحقیق و مطالعه و مکاشفه را می طلبید.<br />
امیدوارم پیروز و تندرست باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
