دفتر خاطرات پاییز » 1387 » فوریه

پرسپولیس

+     +     +     + 

ماجراهای ما و رئیسمان

یکم

فرض کنید یک سری شبکه‌ی رادیویی دارید و برای هر کدامشان از هر شهر  ایران یک رقم به عنوان میزان شنونده‌ی رادیو. خب؟ رئیسمون: … تاکید می‌کنم، حتمن «رگرسیون خطی» شنونده‌ها تو گزارش نهایی ذکر بشه. اگه رعایت نکنید مجبور خواهیم شد … درصد از قراردادتون به عنوان تنبیه کم کنیم.ما: آٔقا ببخشید… این رگرسیون خطی که [...]

از روزگار رفته

آدم فکز می‌کند پیر شده است؛ با این خستگی که توی رگ‌هایم دور می‌زند. با این اشتیاقی که هنوز دارم برای تنهایی، «تنهایی عریان». و شوقی که دارم برای گفتن، برای فکر کردن به هر چه گذشته است. و دلزدگی مفرط از هر چه قرار است اتفاق بیفتد. پاک کردن «آینده» و همه‌ی مشتقاتش از دفتر یادداشت پاره پوره‌ی ذهن.

انگار که سال‌ هاست

دارد همه‌چیز یادم می‌رود. مثل این است که سال‌ها توی راه باشم. سال‌ها نشسته باشم توی این اتوبوسی که سال‌هاست یواش یواش دارد می‌رود. مثل این‌که این جاده ته نداشته باشد. و هی هر چه یواش‌ یواش می‌روم، تندتند  یادم می‌رود. می‌ترسم یک روز صبح که از خواب پا می‌شوم، اسمت را هم فراموش کرده باشم و فکر کنم که سال‌هاست تنها بوده‌ام؛ غریبی کنم با [...]

مدیری و توهم توطئه علیه روشنفکران

اثر میترا مشیری ـ‌ ایران کارتونچیزی که ترغیبم می‌کند به سیاه کردن این سطرها، یادداشتی است که امروز در روزنامه‌ی کارگزاران دیدم با عنوانِ مهران مدیری و روشنفکران.

این یادداشت با رویکردی مارکسیستی و نئومارکسیستی می‌خواهد بگوید، کار مهران مدیری و امثال او در تلویزیون، نهایتن منجر به بازتولید ایدئولوژی نظام سیاسی حاکم می‌شود. [...]

در محل کار ۱

قاطی کرده ام. همه اطلاعاتی که ظرف این چند روز کار کرده ام غلط از آب درآمده. بس که این همکار هم اتاقی جدید تمام وقت بدون وقفه با تلفن حرف می زند. با آن خنده های وحشتناک که صداش ته دلم را ریش ریش می کند. با آن رفتارها و حرکات جلف و سبک… جناب مدیر امروز می گفت که رییس ادعا داشته ورود ایشان اداره را متحول می کند و انقلابی به راه می اندازد… حالم دارد به [...]

کاری که نهاد کرد

نهاد نمایندگی مقام معظم در دانشگاه تهران، طی یک عمل متهورانه و قابل ستایش اقدام به برگزاری کارگاه‌های آموزش رابطه‌ی ج‌نسی به زوج‌های جوان دانشجو کرده است.چند روز پیش طی یک تماس تلفنی از مسجد دانشگاه تهران از ما خواستند برای شرکت در کارگاه‌های آموزش روابط زناشویی به دانشگاه تهران برویم. با وجود مشغله‌ی زیاد و پیش‌فرض‌هایی که معمولن در مورد چنین جلساتی وجود دارد، با اکراه به تالار چمران دانشکده‌ی فنی رفتم. این برای اولین بار بود [...]

پایان نامه ۱

موضوع مورد نظر من برای پایان نامه به نوعی از زندگی شخصی خودم و آدم های اطرافم سرچشمه می گیرد. از نگرانی ها و آشفتگی هایی که به خصوص در دوره های اخیر و با اتفاقات جدید زندگی ام مثل شاغل شدن و ازدواج بیشتر هم شده است. به نوعی می شود گفت در تعیین جایگاه و موقعیت خودم در زندگی دچار سردرگمی شده ام. من زنی هستم دانشگاه رفته و امروزی با کلی ایده ها و  آرمان های جدید. توی [...]

۲۴ ساعت بعد…

فکرش را نمی کردم هنوز کسی سری به این طرف ها بزند و سراغی از ما در این جا بگیرد. چه برسد به این که قول ۲۴ ساعته ما را جدی بگیرد. من باب کم نیاوردن عرض کنم که امسال دروغ سیزده بین وبلاگ ها رایج بود. ما هم که آن موقع خانه اینترنتی نداشتیم، گفتیم حالا که امکانات هست قضاش را به جا بیاوریم.  

کباب کوبیده و مدرنیته

 

امشب خسته و کوفته که از سر کار آمدیم، گفتیم برویم کبابی محله‌مان چند تا سیخ کوبیده بگیریم با نان سنگک و پیاز و دوغ ببریم خانه و بزنیم به بدن.

آقای کبابی که پیرمردی است [...]