دفتر خاطرات پاییز » 1389 » ژانویه

وقتِ مردن

سالار:

کاش سال هشتاد و نه سال خوبی باشد برایتان.

از دو روز پیش صدای همه همین را پشت تلفن به من می‌گوید. کاش می‌شد. و ما غافل نیستیم، این‌که هشتِ یکانِ هشتاد و هشت بشود نُه، قرار ماست برای خودمان. نه این‌که چرخ روزگار از یک لحظه، یک جای تاریخ جور دیگری بچرخد؛ نه این‌که ورق برگردد، نه این‌که خدای همیشه برود مرخصی و خدایی مهربان‌تر بیاید بنشیند و خدایی [...]