دفتر خاطرات پاییز » 2008 » فوریه

من خواهش می‌کنم جامعه‌شناسی را تعطیل کنید

ظرف چند هفته‌ی اخیر به غیر از سر گذراندن امتحان‌های پایان ترم و گشتن دنبال خانه و قولنامه کردن یک خانه‌ی ۵۰ متری در خیابان سرباز و انجام کارهای روتین اداره‌ی محل کارم،در دو آزمون دکتری از دو دانشگاه هم شرکت کردم! یکی آزمون مرحله‌ی اول دکتری دانشگاه علامه و دیگری هم دکتری دانشگاه آزاد.البته فکر که می‌کنم می‌بینم بهترین انگیزه‌ام برای ثبت نام و شرکت در این آزمون‌ها خوردن آن بیسکوییت [...]

یادم نمیاد هیچ وقت تو زندگی به اندازه چند ماه گذشته سختی کشیده باشم. شبانه روز مشغولیم. درس و کار و زندگی و… برای هر کدام به تنهایی آدم کم می آورد! درس و کلاس های ترمم همچنان ادامه دارد. کارهای همه سه ترم گذشته هنوز مانده. تا اردیبهشت باید کلی کار و مقاله تحویل بدم. از طرفی پایان نامه که هنوز موضوع هم ندارم و بدتر این که فرصتی برای فکر کردن هم برایش ندارم. کار سازمان تمام وقتم [...]