نشسته ام وسط کلی جعبه و اسباب و اثاث به هم ریخته. بالاخره بعد کلی دوندگی و گرفتاری توانستیم خوابگاه متاهلی بگیریم و تا آخر هفته باید اسباب کشی کنیم. از بد روزگار تو این گرما سرمای بدی خورده ام و از آن بدتر هنوز کار نکرده کمر دردی گرفته ام کمردرد گرفتنی! سالار نشسته وسط جعبه ها دارد کار زیمل را که دکتر عبدالهی از یک سال [...]
دسته : دفتر یادداشت
در تاریخ ۰۵ مهر, ۱۳۸۷ نویسنده سالار
در یادداشت قبلی از یک جریان موجود در فضای جامنعهشناسی ایران حرف زدم جریانی که میشود آن را جامعهشناسی بومی مغرضانه نام نهاد.
اما این جریان هرگز چه پیش و چه پس از انقلاب جریان غالب آکادمبک جامعهشناسی و عاوم اجتماعی در ایران نبوده است. فراموش نکنیم بیشترین سرمایههای اجتماعی، فرهنگی . نمادین (از دید بوردیویی) در میدان جامعهشناسی آکادمیک ایران مختص آن گروه از استادان جامعهشناسی دانشگاههای ایران ( به ویژه دانشگاههای تهران، بهشتی و علامه) است که در [...]
دسته : دفتر یادداشت
در تاریخ ۳۱ شهریور, ۱۳۸۷ نویسنده سالار
روزهای خوبی است. شاید برای اولین بار باشد این اعتراف را می کنم که از زندگیم راضیم. مشکلات و سختی ها سر جایش هست. بی پولی، شرایط بد کاری، اوضاع نامساعد اجتماعی، پایان نامه و …. اما با این همه اتفاقات خوبی هم در پیش روست. تصمیم گرفته ام تا تنور شانس داغ است فکری هم به حال پایان نامه ام بکنم…
اما در باره پاییز! می خواهیم شماره دومش را منتشر کنیم. خودمان موضوعاتی مد نظرمان هست. منتها [...]
دسته : دفتر یادداشت
در تاریخ ۲۷ شهریور, ۱۳۸۷ نویسنده سالار
ضمن چند یادداشت کوتاه خواهم کوشید چهارچوب کلی بحث نظری راجع به امکانهای نظریهپردازی اجتماعی در ایران را به قدر بضاعت خودم شرح دهم.
بحث از جامعهشناسی بومی، چه به عنوان پروژهای سیاسی ـ ایدئولوژیک و چه به عنوان تلاشی علمی ظرف سالهای گذشته همواره در حاشیهی جریان غالب جامعهشناسی در ایران وجود داشته و به فراخور شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه دچار اوج و فرود شده است.
متأسفانه آنچه به عنوان جامعهشناسی و کلن علوم انسانی بومی و ایرانی در ایران [...]
دسته : دفتر یادداشت
در تاریخ ۲۴ شهریور, ۱۳۸۷ نویسنده سالار
چند وقتی است که دلم با وبلاگنویسی نیست. چرایش را دارم سعی میکنم بفهمم. اما توی این مدت کلی فکر کردهام؛ کلی ایدههای تازه پیدا کردهام و دارم برای خودم یک مجموعهی کوچک از ایدههایم میسازم. شاید یک روز توانستم رویشان کار کنم و بنویسمشان.
فعلن همهی کارها قاطی هم دارد پیش میرود و همهاش هم کند. پروژهی تحقیقاتی، پایاننامه، کتابها و مقالههای نخوانده و کار تمام وقت روزانه.
و اما پاییز. از همهی دوستانی که ما را پیش و پس از [...]
دسته : دفتر یادداشت
در تاریخ ۲۳ شهریور, ۱۳۸۷ نویسنده سالار
بعد از افتضاحاتی که درباره جعل مدرک کردان وزیر کشور دولت احمدی نژاد پیش آمد و مثل خیلی اتفاقات دیگر می رود که در سکوت خبری محو شود عده ای از اساتید دانشگاه به تازگی وبلاگ اساتید علیه تقلب را در بلاگ اسپات راه اندازی کرده اند.در معرفی این وبلاگ این طور آمده است:“این بلاگ به همت تعدادی از اساتید دانشگاههای کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تقلب علمی در دانشگاهها چه از سوی دانشچویان و چه از سوی [...]
دسته : دفتر یادداشت
در تاریخ ۱۸ شهریور, ۱۳۸۷ نویسنده سالار
پوستاندازی من همیشه پاییزهاست. میترسم بلد نباشم وقتی همیشه بهار شد دیگر زنده بمانم. ما برای پاییز درست شدهایم.
باور کن. باور کن یک روز این پاییزها را برای هم تعریف خواهیم کرد. این روزها را با انگشت به هم نشان خواهیم داد و آه خواهیم کشید. زندگی همهاش یک آه است؛ کوتاه و عمیق.
میشود حرفهامان را بگذاریم برای بعد؟ خیلی وقت است نگاه نکردهام. درست و حسابی خیره نشده ام. این پاییز، که رمضان هم برایش روزهی پیشوازی گرفته [...]
دسته : دفتر یادداشت
در تاریخ ۱۷ شهریور, ۱۳۸۷ نویسنده سالار
شراب خانگی ترس محتسب خوردهبه روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش
دسته : دفتر یادداشت
در تاریخ ۱۴ شهریور, ۱۳۸۷ نویسنده سالار
بالاخره بعد از مدت ها صفحه مدیریت وبلاگ ما باز شد! مدتی دچار نقص فنی از نوع شدیدش بودیم. امروز داشتم ریدر تکانی می کردم که یاد بعضی دوستان افتادم که انگار تنبلی ما به آن ها سرایت کرده. یا شاید هم افسردگی و سرخوردگی یا داشتن مشغله زیاد دلیل کم کار شدنشان شده باشد. بعضی ها هم هنوز کم و بیش آهسته و پیوسته مشغولند. گفتم شاید بد نباشد دوستانی که همیشه هم به یادشان هستم در این [...]
دسته : دفتر یادداشت
در تاریخ ۱۱ شهریور, ۱۳۸۷ نویسنده سالار