دفتر خاطرات پاییز » 2009 » می

خرد عاشق

برای دکتر علی طلوعی
و روح لطیف شیخ حسن

یک
هر فرد، هر گروه منسجم روایتی دارد از چیستی و چگونگی زندگی. این روایت، هسته‌ی اصلی چیزی است که ما به آن فرهنگ می‌گوییم. مرکز این روایت شامل مجموعه‌ای از گزاره‌های باورمندانه است. باور یک بخش جداناشدنی ازحیات اجتماعی انسان در تمامی اعصار بوده؛ انسان بی‌باور چیزی است به لحاظ تجربی تقریبن محال.
می‌خواهم روایتی از زندگی را معرفی کنم، که برای من تازگی ندارد، اما هر بار که با آن و آدم‌های حامل [...]

وقتِ خاطره

برای دکتر امیر نیک‌پی
و همه‌ی شرکای خاطره‌های نزدیک

یک
زندگی در حال، در اکنون برای من همیشه مثل تاوانی بوده است که گویی باید برای فردای بهتر داد. هیچ وقت اکنونم را دوست نداشته‌ام.
گذشته. گذشته در بیشتر موارد برای من وجود ندارد. برای من درست همین لحظه‌ای که گذشت، دیگر انگار نبوده است. هرگز آگاهانه به گذشته فکر نکرده‌ام. گذشته چیزی بوده است در حکم مرگ. خیال‌های قبل از خواب هرشبه‌ام، همیشه ـ خوب یا بد ـ در آینده اتفاق می‌افتد.
من اصولن [...]

برای اسفندیار منفردزاده و هم‌نسل‌هایش

در خبرها دیدیم و شنیدیم که در همایش اخیر موج سوم در حمایت از میرحسین موسوی، یکی از بخش‌های برنامه پخش نماهنگی بوده است که در آن از ترانه‌ی «آفتاب‌کاران» استفاده شده و از قول شرکت‌کنندگان همایش می‌گویم که از تاثیرگذارترین بخش‌های برنامه هم بوده است و در همین مراسم از بخش‌هایی از آهنگ «یه شب مهتاب» فرهاد استفاده شده.
باز در همین خبرها دیدم که ستاد حامیان موسوی پیشنهاد کرده است تا زمان انتخابات طرفداران میر، از آهنگ «ای ایران» [...]