دوم
رفتن برای رسیدن نیست
برای نبودن است.
رفتن ناگزیری چراغ سبز چهارراه است
وقتی که پشت سرت گوش تا گوش
از مشروطه تا اینجا
اتوموبیلها ایستادهاند:
ونها در راه پاسگاه
مصدق در راه احمدآباد
رضاخان در راه تبعید
و دورتر
دلیجانی از شمال میآید
با سر میرزا کوچکخان.
رفتن از ناگزیری پشت سر است.












خوشکل بود. وقتشو بیشتر کن
[پاسخ]
عکسمو تو فتو بلاگ دیدم. عجب رفیق خوش تیپی داری !!!!خوش به حالد. رفیقا ی من یا چاقن یا لاغر
[پاسخ]
اوووووووه گریم درومد.
چقدر تلخ می نویسی اقای اجتماعی.
کمی مطالعه کن
قرآن
[پاسخ]