حواست هست؟

در نوجوانی جایی خوانده بودم که آدم‌ها اگر تا سی سالگی‌شان کار به درد بخور و ماندگاری کردند که کردند، اگر نه باقی زندگی‌شان بر همان منوال روزمره‌ی عادت شده خواهد گذشت. قضیه را ربط داده بود به تمایلات جنسی و فرویدیسم و این حرف‌ها.

کاری ندارم به درست و غلط بودن این تصور. فقط امروز که نسرین داشت تعداد موهای سفیدم را می‌شمرد، نمی‌دانم چرا یادم افتاد سال‌ها پیش چنین چیزهایی خوانده‌ام جایی.

این یادداشت‌ها را بیشتر رفقای دور و نزدیک جاهایی که درس می‌خوانده‌ام و کار می‌کرده‌ام‌، می‌خوانند. درستش این است که خودم دوست دارم فقط این‌ها بخوانند. اکثرشان هم چند سالی از من مسن‌ترند. می‌خواهم بگویم رفیق به «سی‌سالگی» حواست هست؟


  1. … و درست سر بزنگاه سی سالگی است که معنی واقعی آن جمله را می فهمی! (دست کم برای من این طور بود!) و چه رنجی می بری… با این حال من سی سالگی ام و بعد از آن را بسیار دوست می دارم، حس و حال ام خیلی بهتر از دهه ی بیست زندگی ام بوده است، از آن به بعد بوده که معناها، ارزش ها و جنبه های تازه ای از زندگی را درک کرده و با آن زیسته ام… هنوز به مزمزه کردن آن ادامه می دهم. از سی سالگی لذت خواهی برد…

    [پاسخ]

    سالار پاسخ در تاريخ مرداد ۴م, ۱۳۸۹ ۲:۲۴ ب.ظ:

    امیدوارم سی سالگی همینطوری باشه که شما میگین.

    [پاسخ]

  2. سا لار و نسرین عزیز عید بر شما مبارک ما به یادشما هستیم گر چه گرفتاری نمی زاره هم دیگر رو ببینیم اما …… چاره نیست باید با همین نوشته ها به یاد هم باشیم…مادر

    [پاسخ]

یک نظر بگذارید

پاسخ دهيد؟